جیالو وحشت زرد ایتالیایی (آشغالهای دوست داشتنی قسمت ششم)
فکر کنم بحثهای تاریخی کافی باشه و به قولی بریم سر اصل مطلب....ترتیب ساب ژانرهای اکسپولایشن سینمایی به ترتیب محبوبیت خودم:
1- جیالو،سینمای زرد یا وحشت به سبک ایتالیایی
تعارفی در کار نیست اگه قرار بشه 100 فیلم برتر خودم رو انتخاب کنم حتما بالای 20 فیلم جیالو در بین انتخابهام قرار داره(مطلب مفصلی پیرامون جیلو و فیلمهاش رو قصد دارم بنویسم).جیالو رو به طور مفصلتر حتما در ادامه بهش می پردازم اما به طور اجمالی اینگونه پر طرفدار در دهه 60 با فیلم دختری که زیاد می دانستLa ragazza che sapeva troppo توسط یکی از اساتید بلامنازع تاریخ سینمای ایتالیا ماریو باوا آغاز می گردد.

وجه تسمیه زرد مربوط به رمانهای جیبی و جنایی –پلیسی منتشر شده در ان سالهای ایتالیاس که دارای جلدی زردرنگ بودند واکثرا در میان بک گراند زرد رنگ کتابها تصاویری گرافیکی از محتوای کتاب ،زنانی که جیغ می کشند و همچنین علایم فراکتالی و مارپیچها تزئین می شدند...داریو آرجنتو معروف به هیچکاک ایتالیا با فیلمهایش جیالو را جهانی می کند .اولین فیلم او با نام پرنده ای با بالهای بلوری مورد استقبال فراوانی قرار می گیرد و...در جیالو چند مشخصه به عنوان وجه اشتراک وجود دارد...یک قاتل سریالی که اکثرا به دنبال ارضای حسهای روانی و یا تحت تاثیر یک اتفاق، ویا موجودی ماورائی...، دست به قتل می زند. بدین ترتیب بازی موش و گربه کاراگاه و قاتل داستان فیلم را شکل می دهد.از نظر تصویری فیلمهای جیالو غنی و عالی هستند و تقریبا جزو شاهکارهای ماندگار تاریخ سینما قرار دارند.تدوین تند،فیلمبرداری سابجکتیو،موسیقی پر تنش و همچنین نمایش صریح خشونت در کنار جاذبه های توریستی ایتالیا و بعضا اسپانیا جزو لاینفک جیالو هستند.همچنین محیط شهری اکثرا مکان رخداد ماجراها هستند که البته این امر با ساخت فیلم معروف و عجیب پوپی آواتی خانه ای با پنجره های خندان که در محلی روستایی رخ می داد نقض می گردد...گرچه هنوز جیالو هنوز زنده اس اما با دوران اوج خود و شاهکارهای خلق شده اش در دهه 70 بسیار فاصله گرفته....
در جیالو عناصری چون شوکهای لحظه ای و تکانه های عصبی نقش اساسی در ایجاد وحشت دارند...صحنه معروفی در فیلم قرمز عمیق وجود دارد که به نوعی نمونه ای ترین شوک در تاریخ سینماست...جایی که به ناگاه عروسک کوکی بد ترکیب در هیات یک کودک عقب مانده ذهنی در یک سکوت مطلق همراه با خنده های دهشت بار آرامش را از تماشاگر از همه جا بی خبر می پراکند...جاذبه های زنانه از دیگر عوامل اصلی سینمای جیالوست.ادوینگ فنش،رومی اشنایدر ،آسیا آرجنتو،آنیتا استرینبرگ، نیکی ....و بسیاری زیبارویان دیگر در این فیلمها بازیهای درخشانی از خود بروز می دهند.ادوینگ فنش بانوی زیباروی ایتالیایی که در فیلمهای سرجیو مارتینو و ماریا باوا بیشترین نقش آفرینی را انجام داده ،در نقش زنی که ناخواسته نقش فمه فتالهای فیلمهای نوار را به ذهن می اورد که البته در معصومیت نهانی در دام عشق مردان پیش رو قرار می گیرد و...در یکی از فیلمهای معروف سرجیو مارتینو (فساد مخفی خانم واردل یا تیغی برای قاتل)که به عنوان یکی از ساختار شکن ترین جیالو های تاریخ سینما یاد می گردد...شاهد یک مربع عاشقانه نامتعارف هستیم که در این میان خانم واردل( با بازی ماندگار ادوینگ فنش) در ماجرایی پیچیده گرفتار می شود ودر یک پیچش ناگهانی یک ماجرای پایان یافته آغاز می شود

...در این مورد شاید سخنان داریو آرجنتوی کبیر گویای این مورد باشد.: من همیشه از زنان زیبا در فیلمهای استفاده می کنم.و مطمئن باشید که این زن زیبا در فیلم من کشته می شود .بسیاری این امر را ه عقده های روانی و جنسی من نسبت می دهند اما در واقع من از یک اصل روانشناسی استفاده می کنم.کشته شدن یک زن زیبا در فیلم بسیار شوک آور تر از کشته شدن یک زن معمولی در فیلم است.
موسیقی پر تنش هم یکی دیگر از عناصر بسیار تاثیر گذار جیالوهاست...انیو موریکونه محبوب ، برونو نیكولای، استلویو چیپریانی و...با ترکیب چند تم تکرار شدنی ،اوج و فرودهای شوک آور،قرار دادن عناصر رمانتیک همچون سوفرانوی زیر زنانه ،در بطن آواهای دهشت بار شاهکارهای شنیدنی موسیقی فیلم را خلق می کنند...در قرمز عمیق آرجنتو بعد از یک لالایی زیبا و کودکانه صدای جیغ زنی شنیده می شود و بعد از آن گره خوردن آوای جیغ و ترکیب لالایی کودکانه به یک موسیقی حجیم ....یکی از جاودانه ترین شروعهای تاریخ سینما را خلق می کند...(مثلا قرار بود معرفی اجمالی باشه ...خوب چه میشه کرد شیفتگیه دیگه....)
جیالو در سطح ایتالیا باقی نماند وجذابیتهای بصری اینگونه سینمایی به دیگر کشورها هم راه یافت...اسپانیا به دلیل شباهتهای زبانی و فرهنی که به ایتالیا دارد و همچنین جاذبه های توریستی ایالت باسک و بارسلونا و والنسیا فیلمهای فراوان شبه جیالویی در تاریخش دارد.فرانکو خسوس( در این مجموعه بحث اسم این پیرمرد ورو بارها و بارها می شنویم...) با ساخت فیلمهایی چون سلاخ نتردام و یا مهتاب خونین عناصرجیالو را به کار می گیرد...در سالهای اخیر دو فیلم معروف ضبط(rec , rec2 ) نیز عناصر صحنه پردازی و فیلمبرداری سابجکتیو خود را از جیالو به وام گرفته اند...در فرانسه نیز کلود شابرول در فیلمهایی چون قصابها و یا موسیو وردو نیز نیم نگاهی به جیالو انداخته....در سینمای آمریکای لاتین هم فیلمهای زیادی به سبک جیالو تولید شده اند ولی شاید معروفترین فیلم غیر ایتالیایی ،که از جیالو تاثیر گرفته ،فیلم معروف هفت اثر دیوید فینچر باشد....
چند فیلم معروف :
4 mosche di velluto grigio (Four Flies on Grey Velvet)
, Il gatto a nove code (The Cat o' Nine Tails),
L'uccello dalle piume di cristallo (The Bird with the Crystal Plumage),
La coda dello scorpione (The Case of the Scorpion's Tail)
, La tarantola dal ventre nero (Black Belly of the Tarantula)
, Lo strano vizio della Signora Wardh (The Strange Vice of Mrs. Wardh/Blade of the Ripper), Sei donne per l'assassino (Blood and Black Lace)
and Tenebrae
و چند کارگردان نام دار جیالو:ماریو باوا،داریو آرجنتو ،لوییجی فولچی،سرجیو مارتینو,پوپی آواتی،ماسیمو دالامانو, جولیانو كارنیمئو و......
عناصر اکسپولیت: قتل،خشونت،جاذبه های بصری،سادیسم و بیماری روانی...
نمونه های شبیه ایرانی:
با توجه به بومی بودن این گونه سینمایی نمی توان تطابق ژانری کاملی رو برای نمونه های ایرانی اعلام کرد.در اصل در بقیه ژانرها هم به دلیل ماهیت سینما در ایران و عدم ژانر پذیری آن هم همین مسئله وجود دارد.با این وجود چند فیلم المانهای جیالو رادر سینما بکار گرفتند....شیفته و رنگ شب اثر محمد علی سجادی وتا حدی فیلم نه چندان خوب پارک وی حداقل از نظر تصویر پردازی عناصری از جیالو را به کار گرفته اند...
*سعی می کنم بقیه گونه ها رو خلاصه تر تعریف کنم تا خیلی نشه این پست...
ادامه دارد....
سينما براي من هم يه عشقه و هم يه تفريح.اينجا رو گذاشتم كه براي مدتي فارغ از مشكلات زندگي درباره اين عشق بگم .چيزايي كه از دلم بر مي آد....