آخرین نگاه....
هر روز یک خط بر دیوار
به ازای هر نگاه تو
از پشت پرده آبی اتاق کوچکت
هر روز در امتداد خط قبل
از اینجا تا انتهایی ترین دیوار کوچه
تمام ماجرا همین بود
قصه مردی با چشمهای قهوه ای
قصه آخرین خط و آخرین نگاه
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 23:7 توسط اميد
|
سينما براي من هم يه عشقه و هم يه تفريح.اينجا رو گذاشتم كه براي مدتي فارغ از مشكلات زندگي درباره اين عشق بگم .چيزايي كه از دلم بر مي آد....