آخرين فيلمهايي كه ديدم
سخنرانی پادشاه-تام هوپر

جرج ششم ولیعهد دوم انگلستان دچار لکنت است...این امر موجب شده که او نتواند سخنرانی های موسوم مقامت بلند مرتبه را انجام دهد...بنابراین بعد از چند تلاش ناموفق همسر ولیعهد برای درمان لکنت زبانش سراغ یک مرد استرالیایی که گفتار درمانی را بطور تجربی آموخته می رود و بدین ترتیب داستان اصلی فیلم آغز می گردد...
با نگاه بدبینانه ای به دیدن فیلم رفتم ولی چیزی که دیدم گرچه فوق العاده نبود اما عانصری در اون بود که فیلم را برجسته می کرد.داستان عشق و دوستی و اراده که اینبار در رابطه یک پادشاه و یک مرد ساده ولی بسیار مستعد بنیان شده بود.فیلم با روند آرام و تدوین ساده و خطی فیلمبرداری روان در کنار بازی مبتنی بر الگوهای متد اکتینگ (به نظرم همین بازیگری بار اصلی موفقیت فیلم رو به دوش می کشید) که فیلمهای درباری انگلستان مثل مردی برای تمام فصول,هنری پنجم و ریچارد سوم رو در خاطره ها زنده می کرد.داستان به هیچ عنوان پیچیدگی نداره (مثل اغلب آثار سینمای انگلستان) و همین امر فیلم رو تبدل کرده بود به یک فیلم کلاسیک قصه گو با رعایت همون اصول تاتری (آغاز و اوج و فرود).یعنی باید انتظار اتفاق مهمی را در پایان فیلم داشت....باید اعتراف کنم من یکی زیاد با این نوع سینمای داستانگو حال نمی کنم ولی اگه بگم از دیدن فیلم (با تمام قابل پیش بینی بودن )لذت نبردم دروغ گفتم....
نمره من 6 از 10
جک قایق سواری می کنه-فیلیپ سیمور هافمن

خلاصه داستان:
جک یک مرد میانسال ساده دل و راننده لیموزینی است که زندگی سرد و کسل کننده و فاقد هدفی رودنبال می کنه ...دوست صمیمی او و همسرش قصد دارند که با آشنا کردن او با یک زن زندگی جک را متحول کنند ...ولی شخصیت خاص جک مشکلاتی رو برای شروع رابطه ایجاد می کنه ...
عنوان فیلم وسوسه انگیزه...حداقل برای من که اسم فیلم یادآور شاهکار صمیمی ژاک ریوت (سلین و ژولین قایق سواری می کنند) بودش.و با همین دید که حداقل شباهتهای محتوای و تکنیکی بین این فیلم و اون فیلم پیدا کنم ولی این دو فیلم هیچ ربطی به هم نداشتن...عنوان و اسم فیلم شاید بتونه قسمتی از مفاهیم فیلم رو نشون بده ولی ....
جک قایق سواری می کنه یک داستان سرد و گاها کسالت بار از عشق در میانسالی است.همین عنصر میانسالی که دیگه شور و شوق جوونی رو نداره یکی از دلایل تعمدی کندی فلیمه...قانون طبیعته این رو می گه که آدمهای میانسال مجرد به شدت دچار وسواس می شن و همین رو دقیق در صحنه های مربوط به آشپزی جک, کارگردان با کمی اغراق به خوبی نشون میده...از طرفی رابطه دو زوج اولیه فیلم هم یک جریان دیگه رو در فیلم باز می کنه و به نوعی یک بازی الاکلنگی بین جک و کانی از یک طرف و کلاید ولوسی از طرف دیگر ایجاد می کنه. از سوی دیگر قولی که جک مبنی بر قایق سواری به کانی میده تلاش جک برای رسیدن به هدف بار اصلی ماجرایی فیلم روایجاد می کنه
گرچه من یکی از این مرد چاق موبور سیمور هافمن خوشم نمی آد ولی نمیشه کتمان کرد که بازی خوبی رو از خودش به نمایش گذاشته بود....خلاصه اینکه اگه هم سن و سال قهرمانهای فیلم باشین احتمالا فیلم رو دوست داشته باشین وگرنه ....
تو تیپ این فیلمها استاد بلامنازع فقط و فقط کلود سوته فقید و فیلم ناب و زیبای اون یعنی سزار و رزالی
نمره من 5 از 10
چارلی سینت کلود-باور استیر

خلاصه داستان:
چارلی و برادرش قهرمانهای مسابقات قایقهای کوچکی بادبانی هستن و رقیب اصلیشون رو که یک دختر نوجوان هست شکست می دن ....رابطه اونها بسیار و گرم و صمیمیه تا اینکه یک شب هنگام رانندگی این دو تصادف می کنن و برادر کوچک چارلی می میره و چارلی به کما فرو می ره....ولی این تمام ماجرا نیست
بدی این فیلم اینه که تا دو سومش باید منتظر باشی تا کی ماجرای اصلی شروع میشه شاید اگر بعضی اهمال کاریها صورت نمی گرفت فیلم دلنشینتر و بهتری رو شاهد بودیم....ولی با این وجود یک سوم پایانی فیلم زیبا دوست داشتنیه...قصه همیشگی عشق و انتخاب .....من دوست داشتم فیلم رو....
نمره من 6 از 10
هفت روز-دامیل گرو

خلاصه داستان:
یه دکتر آرام و متین که خونواده اش و به خصوص دخترش رو بسیار دوس داره دچار یه بلا میشه...جنازه دختر کوچیکش رو توی یه زباله دانی پیدا می کنن و ....حالا اون یا باید قانون رو محترم بگذاره که قاتل رو به روش قانونی مجازات کنن و یا خودش عامل قانون بشه ....
پارسال فیلم شهروند قانونمند سخت شد در نقد سیستم قضایی آمریکا....امسال هم این فیلم که از نظر مضمونی بسیار به اون شباهت داره در همسایه شمالی آمریکا یعنی کانادا ساخته میشه....فیلم ریتم تندی داره و سرشار از خشونت افسار گسیخته همراه با ایجاد حس همذات پنداری فوق العاده که باعث میشه با شخصیت اصلی فیلم و با افکار انتقامیش همراه بشیم.نمیشه گفت شهروند قانونمند بهتره یا این .....نسخه آمریکایی جهانشمولتر و این یکی شخصیتر به قضیه نگاه کرده...ولی به هر حال حتی اگه سالها بگذره بازهم زیر ژانر انتقام با تمامی قابل پیش بینی بودنش جذاب و دیدنیه....
نمره من 7 از 10
مرد گورخری 2-تاکاشی میکه

خلاصه داستان:
مرد گورخری که حالا به شکل کارمند ساده ای در اومده در محاصره خبرنگارهاست...اما اون توسط یهدانشمند دیوانه دزدیده میشه و قسمتی از قدرتهاش رو با یک دختر خواننده ژاپنی تقسیم می کنه...حالا شهر گورخرها به دست یک مرد نیمه روانی قدرتمند می فته و مردم در انتظار ناجی که اونها رو از دست این مرد روانی خلاص کنه....
من عاشق 13 قاتل میکه فیلم قبلی 2010 میکه بودم ولی این یکی رو دوست نداشتم.کلا فیلم در دو سوی هجو فیلمهای سوپر هیرو یی از یک طرف و سینمای خشن و جذاب میکه از طرف دیگر بلاتکلیفه...کلا فیلم رو فقط طرفدارای دو آتشه میکه دوست دارن...گر چه هنوز میشه عناصری رو از سینمای همیشه این کارگردا ژاپنی دید ولی کلیت فیلم اصلا اون چیزی نبود که انتظار داشتم....
نمره من 5 از 10
من شیطان را دیدم-جی وون کیم

خلاصه داستان:
قاتل زنجیره ای زنها اینبار زن یک مرد کارمند و دختر یک پلیس بازنشسته رو می کشه...مرد تصمیم خودش رو میگره وبه این ترتیب یک بازی موش و گربه ای خطرناک رو با قاتل آغاز می کنه....ولی...
سینمای وحشت کره بعد از اینکه چند فیلم به سبک جی هارورهای ژاپنی ساخت و اون رو با دنیا به اسم کی هارور روانه دنیا کرده از چند سال پیش شروع به ساخت فیلمهای خشن و اسلشر به سبک خودش کرد...این فیلم هم مثل چند نمونه قبلی مثل تعقیبگر(بسیار شبیه به هم هستن این دو فیلم ),شاهزاده سپیده دم (پرنس آئوره),همدردی با بانوی انتقام و....در همون راستاس یه نمونه ذاتا کره ای که یه ایراد شخصیت پردازی مثل همون نمونه های قبلی داره اصولا دلایل انگیزشی قاتل و یا قاتلین در این فیلمها پردازش نمیشه و هیچگاه به شخصیت قاتل نزدیک نمیشیم و همین باعث نوعی روند تکراری در اینگونه های خاص سینمای کره شده...این فیلم با وجود اینکه بالای دو ساعت تایمشه اما هیچوقت از نفس نمی افته و با وجود اینکه نماهای اضافی زیادی داره ولی باز هم قابل قبوله...صحنه مواجه دو شخصیت اصلی داستان در اون گلخانه خلوت شاهکاره ...با این وجود خشونت فیلم بسیار سبعی و تصاویر مشمئز کننده ( و نه خشن ) بخصوص یک مورد که حالم رو به هم زد کمی باعث دور شدن تماشاگر از مضمون اصلی فیلم میشه (البته نظر شخصی هستش) به هر حال فیلم با وجود ضعفهای شخصیت پردازی و انگیزشی بسیار خوش ساخته و به دیدنش می ارزه...
این کره ایها ماشالا چه کله های فولادیه دارن...با چکش و لوله و گوش کوب به سر هم میزدن ولی بازم انگار نه انگار...صحنه دیگه ای هم در فیلم هست که بسیار اثر گذار ساخته شده جایی که خند های هیستریک یکی از قاتلین در بیمارستان باعث عکس العمل نابی از سوی قهرمان میشه ...(می خندی حالا کاری می کنم که برای همیشه بخندی....)
نمره من 6 از 10
من بر قبرت تف می کنم-استیون مونه رو

خلاصه داستان:
داستان رو احتمالا همه بدونین یه زن نویسنده برای اینکه با آرامش روی کتابش کار کنه میره به یه منطقه خلوت ولی یه چند تا جوون سادیستی حرومزاده اون رو گیر می ندازن و هر بلایی می خوان سرش میارن ....ولی خوب این تازه اول ماجراس....
بید اعتراف کرد دوست داشتن اینچنین فیلمهایی سخته ولی جادوی سینماس دیگه کاریش نمیشه کرد.....
پارسال فیلم معروف آخرین خانه سمت چپ وس کرایون با رنگ و رویی بهتر بازسازی شد که حتی می شه نسخه اوریجینالش رو هم پشت سر گذاشت....امسال یکی دیگه از کلاسیکهای یا بهتر یکی از قله ها (و بسیار معروفتر از فیلم کرایون ) موسوم به زیر گونه ریپ اند رونج (یکی از اصلی ترین زیر گونه های سینمای گریندهاوسی ) بازسازی شد.و حاصل فیلم بهتر از نظر کیفیت تصویری و همچنین بسیار بسیار حرفه ای تر از نسخه اوریجینال...ولی برای اونهایی که نسخه اصلی فیلم رو دیده باشن احتمالا اون کیفیت پایین تصویر و رنگ پردازی طبیعی زیر نور مستقیم و بازیگران آماتور ... و همچنین صدابرداری سرصحنه ای که عمدا برای ایجاد حس واقعی بصورت خش دار و زیر ضبط شده بود و اون جیغهای بنفش میرچی که از دنیای جیالوهای خشن ایتالیایی به اون فیلم واردشده بود رو برای همیشه بیاد دارن....نسخه بازسازی شده تقریبا تمام ضعفهای فیلمنامه ای نسخه اصلی رو برطرف کرده قدری بر سانتیمانتالیسم و همچنین جنبه روانی بودن بد منهای متجاوز افزوده و یک شخصیت کلیدی دیگر (پلیس سیبلو با شات گان) که در نسخه اصلی نبود رو به بقیه آدمها اضافه کردن....خلاصه فیلم فعلی برای اونایی که عاشق و خشونت و گریندهاوس مووی هستن یک فیلم ناب و بیاد ماندنیه ولی اگه نظر منو بخواین من همون نسخه اصلی رو با تمام ضعفهاش به این یکی ترجیح میدم....
نمره من 7 از 10
جک یک مرد میانسال ساده دل و راننده لیموزینی است که زندگی سرد و کسل کننده و فاقد هدفی رودنبال می کنه ...دوست صمیمی او و همسرش قصد دارند که با آشنا کردن او با یک زن زندگی جک را متحول کنند ...ولی شخصیت خاص جک مشکلاتی رو برای شروع رابطه ایجاد می کنه ...
عنوان فیلم وسوسه انگیزه...حداقل برای من که اسم فیلم یادآور شاهکار صمیمی ژاک ریوت (سلین و ژولین قایق سواری می کنند) بودش.و با همین دید که حداقل شباهتهای محتوای و تکنیکی بین این فیلم و اون فیلم پیدا کنم ولی این دو فیلم هیچ ربطی به هم نداشتن...عنوان و اسم فیلم شاید بتونه قسمتی از مفاهیم فیلم رو نشون بده ولی ....
جک قایق سواری می کنه یک داستان سرد و گاها کسالت بار از عشق در میانسالی است.همین عنصر میانسالی که دیگه شور و شوق جوونی رو نداره یکی از دلایل تعمدی کندی فلیمه...قانون طبیعته این رو می گه که آدمهای میانسال مجرد به شدت دچار وسواس می شن و همین رو دقیق در صحنه های مربوط به آشپزی جک, کارگردان با کمی اغراق به خوبی نشون میده...از طرفی رابطه دو زوج اولیه فیلم هم یک جریان دیگه رو در فیلم باز می کنه و به نوعی یک بازی الاکلنگی بین جک و کانی از یک طرف و کلاید ولوسی از طرف دیگر ایجاد می کنه. از سوی دیگر قولی که جک مبنی بر قایق سواری به کانی میده تلاش جک برای رسیدن به هدف بار اصلی ماجرایی فیلم روایجاد می کنه
گرچه من یکی از این مرد چاق موبور سیمور هافمن خوشم نمی آد ولی نمیشه کتمان کرد که بازی خوبی رو از خودش به نمایش گذاشته بود....خلاصه اینکه اگه هم سن و سال قهرمانهای فیلم باشین احتمالا فیلم رو دوست داشته باشین وگرنه ....
تو تیپ این فیلمها استاد بلامنازع فقط و فقط کلود سوته فقید و فیلم ناب و زیبای اون یعنی سزار و رزالی
نمره من 5 از 10
چارلی سینت کلود-باور استیر

خلاصه داستان:
چارلی و برادرش قهرمانهای مسابقات قایقهای کوچکی بادبانی هستن و رقیب اصلیشون رو که یک دختر نوجوان هست شکست می دن ....رابطه اونها بسیار و گرم و صمیمیه تا اینکه یک شب هنگام رانندگی این دو تصادف می کنن و برادر کوچک چارلی می میره و چارلی به کما فرو می ره....ولی این تمام ماجرا نیست
بدی این فیلم اینه که تا دو سومش باید منتظر باشی تا کی ماجرای اصلی شروع میشه شاید اگر بعضی اهمال کاریها صورت نمی گرفت فیلم دلنشینتر و بهتری رو شاهد بودیم....ولی با این وجود یک سوم پایانی فیلم زیبا دوست داشتنیه...قصه همیشگی عشق و انتخاب .....من دوست داشتم فیلم رو....
نمره من 6 از 10
هفت روز-دامیل گرو

خلاصه داستان:
یه دکتر آرام و متین که خونواده اش و به خصوص دخترش رو بسیار دوس داره دچار یه بلا میشه...جنازه دختر کوچیکش رو توی یه زباله دانی پیدا می کنن و ....حالا اون یا باید قانون رو محترم بگذاره که قاتل رو به روش قانونی مجازات کنن و یا خودش عامل قانون بشه ....
پارسال فیلم شهروند قانونمند سخت شد در نقد سیستم قضایی آمریکا....امسال هم این فیلم که از نظر مضمونی بسیار به اون شباهت داره در همسایه شمالی آمریکا یعنی کانادا ساخته میشه....فیلم ریتم تندی داره و سرشار از خشونت افسار گسیخته همراه با ایجاد حس همذات پنداری فوق العاده که باعث میشه با شخصیت اصلی فیلم و با افکار انتقامیش همراه بشیم.نمیشه گفت شهروند قانونمند بهتره یا این .....نسخه آمریکایی جهانشمولتر و این یکی شخصیتر به قضیه نگاه کرده...ولی به هر حال حتی اگه سالها بگذره بازهم زیر ژانر انتقام با تمامی قابل پیش بینی بودنش جذاب و دیدنیه....
نمره من 7 از 10
مرد گورخری 2-تاکاشی میکه

خلاصه داستان:
مرد گورخری که حالا به شکل کارمند ساده ای در اومده در محاصره خبرنگارهاست...اما اون توسط یهدانشمند دیوانه دزدیده میشه و قسمتی از قدرتهاش رو با یک دختر خواننده ژاپنی تقسیم می کنه...حالا شهر گورخرها به دست یک مرد نیمه روانی قدرتمند می فته و مردم در انتظار ناجی که اونها رو از دست این مرد روانی خلاص کنه....
من عاشق 13 قاتل میکه فیلم قبلی 2010 میکه بودم ولی این یکی رو دوست نداشتم.کلا فیلم در دو سوی هجو فیلمهای سوپر هیرو یی از یک طرف و سینمای خشن و جذاب میکه از طرف دیگر بلاتکلیفه...کلا فیلم رو فقط طرفدارای دو آتشه میکه دوست دارن...گر چه هنوز میشه عناصری رو از سینمای همیشه این کارگردا ژاپنی دید ولی کلیت فیلم اصلا اون چیزی نبود که انتظار داشتم....
نمره من 5 از 10
من شیطان را دیدم-جی وون کیم

خلاصه داستان:
قاتل زنجیره ای زنها اینبار زن یک مرد کارمند و دختر یک پلیس بازنشسته رو می کشه...مرد تصمیم خودش رو میگره وبه این ترتیب یک بازی موش و گربه ای خطرناک رو با قاتل آغاز می کنه....ولی...
سینمای وحشت کره بعد از اینکه چند فیلم به سبک جی هارورهای ژاپنی ساخت و اون رو با دنیا به اسم کی هارور روانه دنیا کرده از چند سال پیش شروع به ساخت فیلمهای خشن و اسلشر به سبک خودش کرد...این فیلم هم مثل چند نمونه قبلی مثل تعقیبگر(بسیار شبیه به هم هستن این دو فیلم ),شاهزاده سپیده دم (پرنس آئوره),همدردی با بانوی انتقام و....در همون راستاس یه نمونه ذاتا کره ای که یه ایراد شخصیت پردازی مثل همون نمونه های قبلی داره اصولا دلایل انگیزشی قاتل و یا قاتلین در این فیلمها پردازش نمیشه و هیچگاه به شخصیت قاتل نزدیک نمیشیم و همین باعث نوعی روند تکراری در اینگونه های خاص سینمای کره شده...این فیلم با وجود اینکه بالای دو ساعت تایمشه اما هیچوقت از نفس نمی افته و با وجود اینکه نماهای اضافی زیادی داره ولی باز هم قابل قبوله...صحنه مواجه دو شخصیت اصلی داستان در اون گلخانه خلوت شاهکاره ...با این وجود خشونت فیلم بسیار سبعی و تصاویر مشمئز کننده ( و نه خشن ) بخصوص یک مورد که حالم رو به هم زد کمی باعث دور شدن تماشاگر از مضمون اصلی فیلم میشه (البته نظر شخصی هستش) به هر حال فیلم با وجود ضعفهای شخصیت پردازی و انگیزشی بسیار خوش ساخته و به دیدنش می ارزه...
این کره ایها ماشالا چه کله های فولادیه دارن...با چکش و لوله و گوش کوب به سر هم میزدن ولی بازم انگار نه انگار...صحنه دیگه ای هم در فیلم هست که بسیار اثر گذار ساخته شده جایی که خند های هیستریک یکی از قاتلین در بیمارستان باعث عکس العمل نابی از سوی قهرمان میشه ...(می خندی حالا کاری می کنم که برای همیشه بخندی....)
نمره من 6 از 10
من بر قبرت تف می کنم-استیون مونه رو

خلاصه داستان:
داستان رو احتمالا همه بدونین یه زن نویسنده برای اینکه با آرامش روی کتابش کار کنه میره به یه منطقه خلوت ولی یه چند تا جوون سادیستی حرومزاده اون رو گیر می ندازن و هر بلایی می خوان سرش میارن ....ولی خوب این تازه اول ماجراس....
بید اعتراف کرد دوست داشتن اینچنین فیلمهایی سخته ولی جادوی سینماس دیگه کاریش نمیشه کرد.....
پارسال فیلم معروف آخرین خانه سمت چپ وس کرایون با رنگ و رویی بهتر بازسازی شد که حتی می شه نسخه اوریجینالش رو هم پشت سر گذاشت....امسال یکی دیگه از کلاسیکهای یا بهتر یکی از قله ها (و بسیار معروفتر از فیلم کرایون ) موسوم به زیر گونه ریپ اند رونج (یکی از اصلی ترین زیر گونه های سینمای گریندهاوسی ) بازسازی شد.و حاصل فیلم بهتر از نظر کیفیت تصویری و همچنین بسیار بسیار حرفه ای تر از نسخه اوریجینال...ولی برای اونهایی که نسخه اصلی فیلم رو دیده باشن احتمالا اون کیفیت پایین تصویر و رنگ پردازی طبیعی زیر نور مستقیم و بازیگران آماتور ... و همچنین صدابرداری سرصحنه ای که عمدا برای ایجاد حس واقعی بصورت خش دار و زیر ضبط شده بود و اون جیغهای بنفش میرچی که از دنیای جیالوهای خشن ایتالیایی به اون فیلم واردشده بود رو برای همیشه بیاد دارن....نسخه بازسازی شده تقریبا تمام ضعفهای فیلمنامه ای نسخه اصلی رو برطرف کرده قدری بر سانتیمانتالیسم و همچنین جنبه روانی بودن بد منهای متجاوز افزوده و یک شخصیت کلیدی دیگر (پلیس سیبلو با شات گان) که در نسخه اصلی نبود رو به بقیه آدمها اضافه کردن....خلاصه فیلم فعلی برای اونایی که عاشق و خشونت و گریندهاوس مووی هستن یک فیلم ناب و بیاد ماندنیه ولی اگه نظر منو بخواین من همون نسخه اصلی رو با تمام ضعفهاش به این یکی ترجیح میدم....
نمره من 7 از 10
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 12:9 توسط اميد
|
سينما براي من هم يه عشقه و هم يه تفريح.اينجا رو گذاشتم كه براي مدتي فارغ از مشكلات زندگي درباره اين عشق بگم .چيزايي كه از دلم بر مي آد....